می نویسم (( شاید ))
تو بخوانش (( حتماً ))
آخرش سودش چیست ؟
تو بگو : فرقش چیست ؟!
این همه بیماری ! این همه بیزاری ! شب به صبح بیداری !
کار من این روزها شده ماتم کاری !!!
(( حتماً )) این سهم من اسـت ،
زندگـــی وهـــم مـن اسـت ،
(( شاید )) این یک بازی اسـت ،
دل به مرگـش راضی است ،
(( حتماً )) این قصه ی دلدادگی است ،
قصه ی جنون و دیوانگی است ،
(( شاید )) این خــزان عـمــرم باشــد ،
عــشـق او زجـر گـنـاهـم باشــد ،
(( حتماً )) این آخـر آغــاز مـن است ،
یک سقوطی پی پرواز من است ،
(( شاید )) این زمزمه ی تنهایی است ،
بی خبر گذشتن از هر جایی است ،
(( حتماً )) این یکی شدن با مرگ است ،
وزش نسیم و آوارگی یک برگ است ،
(( شاید )) این مردن بی هم نفس است ،
درد بی دردی و جا ماندن در این قفس است ...
می نویسم (( شاید ))
تو بخوانش (( حتماً ))
آخرش فرقش چیست ؟
تو بگو : سودش چیست ؟!
این همه بیزاری !
کار من این روزها ، شده ماتـم کاری !!!
می نویسم (( شـایـــد ... ))



