
سرور شعر من سلام چگونه اید خوش می گذره؟
ببخشیدا بازم شبا میرید کنار پنجره؟
ستاره ها که در میان شما میرید نگاه کنید؟
اون ستاره پر نوره رو بازم میرید صدا کنید؟
از من بیچاره چی؟ شب یه وقتایی یاد می کنید؟
بازم سر دیوونگی هام دادو فریاد می کنید؟
حتما خوبید وگرنه به خیال من سر می زدید
یه سر به این خرابه ی بی درو پیکر می زدید
به سنت قدیمیا واسه شما زدم به چوب
الهی که همینجوری همیشه باشید خوب خوب
من چی بگم واسه شما فرقی نداره خبرم
همون جور عاشق شمام همون جوری در به درم
به آب و آتیش می زنم تا شبا خوابم ببره
اما نمیشه فکرتون از این چیزا قوی تره
این افتخاره واسه من بیدار باشم واسه شما
فقط یه مشکلی که هست شما کجا و ما کجا
عاقل بودم فایده نداشت گفتم شاید دیوونه شم
شاید واسه یه بار شده قبول کنید بیاید پیشم
جسارته شما که نه خیالتونم کافیه !
این علامت تعجبه پاک نمی شد اضافیه
پریشبا سوز میومد پنجره رو بسته بودم
از دست هر چی آدمم تو دنیا هست خسته بودم
درد دلم شروع شد و عکستون اومد روبه روم
داشتید بهم گوش می دادید این یعنی اوج آرزوم
عجب شبی ابری زدو یه کم گذشت بارون گرفت
ابر چشام این فرصتو دید و دوباره جون گرفت
من بودمو عکس شما و یه عالم رویای خیس
انگار یکی بهم می گفت هر چی می بینی بنویس
دستای من نمی تونس حتی مداد نگه داره
فقط یادم میاد نوشت شما رو خیلی دوس داره
اینجور نگاهم نکنید مگه شما دل ندارید
خودتونو واسه یه بار شده جای من بذارید
شما نمیذارید اگه بذاریدم نمی تونید
عاشقی که این جوری نیست یه طعمیه نمی دونید
یه وقتی توهین نباشه اینو نگفته من ردم
اصلا به قول خودتون یه جوری ام اصلا بدم
حق با شماس خوب بگذریم سرده هوا زمستونه
کاش کسی باشه روتونو شبا تا صبح بپوشونه
مراقب چشمای نازو روی ماهتون باشید
ببخشیدا مراقب طرز نگاهتون باشید
اگه میشه دیگه شبا نرید کنار پنجره
لطفا بذارید واسه بعد تا که زمستون بگذره
زمستون یه سال سرد شبی که غم داره هوا
هیچکی نمیدونه چقد می خوامتون بجز خدا


